از فرق سر تا نوک پا مشکی با دستکش و ادکلن سرد و عینک دودی. آرایشش هم عزادار است با رژ تیره و لاک سیاه و بی حالی و قیقاج رفتن پاشنه کفش پاشنه بلندش سر مزار و یک آه شیک و دلکباب کن.
و اما بعد;
آخرین جمعه سال بود و رفتم سر مزار. در کل سه گونه تیپ بودند سر مزار.
#یکم: مقید به آداب و مؤدب و حواسشان به مهمانان. هیئتی های مردهاشان با پالتوهای مشکی بلند و انگشتری های عقیق و شرف شمس و فیروزه و لغات لفظ قلم و معطر. و زنانشان اغلب چادری و نسل اخیرترشان گاهی مانتویی و محجب. آرام و عزادار. آرم گریه می کنند و غمهاشان را می ریزند در خودشان. اغلب آخر شب با شوهرشان بر می گردند سر مزار و خلوت می کنند با مرده و مرد کشیک می دهد تا زن عقده دل خالی کند. اغلب رابطه عاطفی خوبی در دوره حیات مرحوم یا مرحومه با او داشتند. معمولا برای مرده نماز وحشت می خوانند.
#دوم: سر مزار پر جمعیتند. معجونی از تیپ های مختلف بین رده های مختلف سنی دیده می شود. جوانترهاشان، یک پایشان در رسوم محلی زادگاهشان است و یک پایشان در چرخش پسامدرن. و پیرترهاشان نگاهبانان سر سخت رسوم زادگاهشان. عروس هایی که از فامیلند نزدیکترند به ماد ...
برچسب:
نویسنده: عباس
تاريخ: سه
شنبه
1 فروردين
1396 ساعت: 1:20